سعي ميشود از شروع سال جديد ادامه درس ها رو پيگير شويم
با تشكر و عذرخواهي از شما سروران گرامي
این وبلاگ رو تقدیم میکنم به اونایی که عشق آلمان رو دارن به اونایی که دوست دارن برن آلمان به اونایی که میخوان زبان آلمانی یاد بگیرن تقديم به شما
اسامي مذكر كلماتي هستن كه براي ناميدن كلمات مذكر از آنها استفاده مي شدو براي جلوگيري از تكرار اين اسامي از ضمير فاعلي مذكر ER و ضمير مفعولي مذكر IHM استفاده مي كنيم
نكته : تقريبا كليه اسامي كه آخر آنها دو حرف ER داشته باشند مذكر يا خنثي هستند
مثال
DER LEHRER آموزگار( مذكر )
DER SCHÜLER دانش آموز ( مذكر )
DAS GELÄNDER نرده
تقريبا تمام اسامي با حرف انتهايي ( OR – IST – ISMUS ) نيز مذكر هستند
مثال
DER SATZ جمله
DER FREUND دوست
DER DOKTOR پزشك
DER TOURIST توريست يا جهانگرد
DER NATIONALISMUS ملي گرايي ملت پرستي ناسيوناليسم
تمام. هفته آينده به قسمت مونث ميپردازيم
درود بر شما
مثال
زبان Die Sprache
جهانگرد يا توريست Der Tourist
صابون Die Seife
آموزگار( مرد ) Der Lehrer
كتاب Das Buch
نام يا اسم Der Name
شهر Die Stadt
1) اسم خاص
اسم خاص اسمي است كه به يك شخص چيز يا مكان خاص و معيني گفته ميشود
مثال
آلمان Die Deutschland
اسپانيا Die Spanien
2) اسم عام
اسم عام اسمي است كه در ميان عده اي از اشخاص چيزها و مكان ها عمومي بوده
مثال
پدر Der Vater
كودك Das Kind
زن Die Frau
جنسيت
در زبان آلماني اسم ها با يكي از سه حرف Die مونث Derمذكر Dasخنثي
به كار مي روند جنسيت ارتباطي با حرف تعريف ندارد و اين خود كلمات كه مذكر يا مونث و يا خنثي در ذات آنها است ياد گرفتن آن براي خارجه زبانان و حتي نوجوانان آلماني سخت است
نكته : تمام اسم ها و يا كلماتي كه با اين سه حرفي كه در بالاذكر شده همراه باشند در صورت جمع هميشه با DIE آورده مي شوند
مثال
DIE STADT شهر = DIE STÄDTE شهرها
DER MANN مرد = DIE MÄNNER مردها
DAS KIND كودك = DIE KINDER كودكان
خوب تا اينجا كافي است به اندازه كافي هم سخت بود در هفته آينده مي پردازيم به اسامي هاي مذكر تا هفته آينده خدانگهدار
درود بر شما
7-PH
اين تركيب رو به صورت (پ كسره دار و ها PE – HA ) خوانده مي شود و مانند F صداي ( ف ) تلفظ ميكنيم
مثل:
فلسفه ( في ل زفي ) Die Philosophie دوستان دقت كنند كه حرف ل ضمه دارد و زفي هم با ضمه شروع ميشود
8- SCH
اين مجموعه از حروف بي صدا كه به صورت ( اس – تس – ها es – tes – ha ) #خوانده مي شود هميشه مانند حرف ( ش ) زبان فارسي تلفظ ميشود
مثل:
بد ( شلشت ) Schlecht
9- SP
اين تركيب را به صورت ( اس – پ es – pe ) مي خوانيم و حرف s به دليل قرار گرفتن قبل از p در اول كلمات با صداي ( ش ) تلفظ ميشود
مثل:
زبان ( شپراخ ) Die Sprache
10- ST
اين تركيب رو به صورت ( اس – ت ts – te ) مي خوانيم و حرف s به دليل قرار گرفتن قبل از t در اول كلمات باز هم مانند صداي ( ش ) تلفظ ميشود
مثل:
شهر ( شات ) Die Stadt
11- TION
مجموعه اين كلمه بدين شكل است ( ت – ئي – او – ان te – i – o – en ) تسيون tsion تلفظ ميشود
مثل:
پرس ( پرتسيون ) Die Portion
12- TSCH
اين تركيب از حروف بي صدا را به صورت ( ت – اس – تس – ها te – es – tse – ha ) خوانده و ماننده صداي ( چ ) در زبان فارسي تلفظ مي كنيم
مثل:
آلماني ( ديچ ) Deutsch
1- CH
1) اين حرف بعد از حروف صدا دار A-O-U و نيز زوج صوتي AU مانند حرف ( خ ) در فارسي تلفظ مي شود
مثال
پختن ( كخن ) Kochen
به طرف بعد از ( ناخ ) Nach
2) بعد از حروف صدا دار Ä-I-E مانند ( ش ) در فارسي تلفظ مي شود
مثال
خنديدن ( لشن ) Lächeln
من ( ايش ) Ich
سمت راست ( رشتس ) Rechts
مونيخ ( مونشن ) München
شير ( ميلش ) Die Milch
3) بعد از حروف صدا دار E يا I در اول كلمه نيز صداي ( ش ) مي دهد
مثال
شيمي ( ش مي ) Die Chemie
كشور چين ( شينا ) China
4) در واژه هايي كه داراي ريشه آلماني نيستند اين تركيب داراي صداي ( ك ) فارسي مي باشد
مثال
روحيه ( كاراكتر ) Der charakter
مسيحي ( كريست ) Der Christ
2-CHS
اين مجموعه از حروف بي صدا كه به صورت ( تس – ها – اس tse-ha-es ) خوانده مي شود هميشه مانند X يا KS تلفظ مي شود
مثال
روباه ( فوكس ) Der Fuchs
عدد شش ( زكس ) Sechs
3-CK
اين كلمه به صورت ( تس – كا tse-ka ) خوانده شده و مانند ( ك ) تلفظ مي گردد و فقط حرف صدا دار ماقبل خود را كوتاه مي كند
مثال
پختن ( باكن ) Backen
4-DT
اين حروف به صورت ( د- ت de-te ) خوانده شده و صداي d در صداي t گم مي شود
شهر ( شتات ) die Stadt
5-IG
اين حروف به صورت ( ئي – گ i-ge ) خوانده شده و در آخر كلمات غالبا صداي ( ش ) مي دهد
مثال
عدد پنجاه ( فونف تسيش ) Fünfzig
6- PF
اين حروف به صورت ( پ – اف pe-ef ) خاونده شده و هر دو حرف تقريبا هم زمان به تلفظ در مي آيند
مثال
اسب ( فرد ) Das Pferd
خوب قسمت اول تمام شد لازم به ذكر است كه چون زبان آلماني تا حدودي آميخته با زبان فارسي است اكثر لغت هاي آلماني به همان صورت خوانده ميشود مثل زيان اينگليسي نمي باشد و كار كردن با اين زبان بسيار راحت مي باشد
عزيزاني كه هم ميگويند چرا در چند سري بعد علامات (فتحه كسره ضمه ساكن ) گذاشته نمي شود در جواب اين دوستان بگويم كه من عمدا اين كار رو كردم تا به مغز خود فشار بياوريد و ياد بگيرين اونايي كه از اول پيگير بودن مطمئنا تا الان به خوبي به انواع تلفظ آشنايي دارن و اونهايي تازه آمدن و مثلا درس امروز رو بخوانن صد در صد مطمئن باشن چيزي عايدشون نخواهد شد تا جلسه بعدي خدا نگهدار
درود بر شما
1-C
1) C به اين حرف قبل از حروف صدا دار A O U و نيز پيش از حروف بي صدا آواي (ك) را داده و به همين سبب اغلب حرف K جاي آن نوشته مي شود
مثال:
دلقك (كلن) Der Clown
قهوه خانه(كاف) Das Cafe
2) حرف C قبل از حروف صدا دار Ä-Y-I-E مانند صداي Z يعني ت+س=TS تلفظ مي شود
مثال:
بارسلون (بارتس لنا) Barcelona
تذكر: حرف C آلماني الااصل نبوده و به همين دليل در كلمات آلماني اصل پيش نمياد.
2- H
1) حرف H در اول كلمات آواي (ه) فارسي را مي دهد
مثال:
امروز (هيت) Heute
داشتن (هابن) Haben
2) حرف h بعد از حروف صدا دار به تلفظ در نمي آيد و فقط باعث كشيده شدن حرف صدا دار قبل از خودش مي گردد
مثال:
ده (تسن) Zehn
دندان (تسان) Der Zahn
3- Q
1) اين حرف هميشه قبل از حرف U ظاهر مي گردد و صداي تركيب (ك) و (و) فارسي يعني ك+و=kw را تواما در بر مي گيرد
مثال:
قبض.رسيد (كوئي تونگ) Die Quittung
چشمه (كوئل) Die Quelle
4- S
1) اين حرف قبل از حروف صدا دار صداي (ز) فارسي را دارد
مثال:
عدد شش (زكس) Sechs
گفتن (زاگن) Sagen
2) در باقي موارد صداي آن شبيه به (س) زبان فارسي است
مثال:
هست (ايست) Ist
مسكو (مس كاو) Moskau
3) تكرار حرف S به صورت SS نيز همچنين صداي (س) زبان فارسي رو دارد اما كشيده
مثال:
خوردن (اسن) Essen
5- V
1) اين حرف در لغات آلماني صداي (ف) فارسي و در كلمات بيگانه صداي ( و ) را دارد
مثال:
زياد (فيل) Viel
از (فن) Von
گلدان (واز) Das Vase
فعل (ورب) Das Verb
6-X
1) اين حرف تركيب دو حرف ( ك ) و ( و ) فارسي را به دنبال هم دارد KS
مثال:
اسكندر (الكساندر) Alexander
اكسير ( الكسي ئر) Die Elxier
تذكر اين حرف هم مثل حرف C آلماني الااصل نيست
7- Z
اين حرف صداي دو حرف ( ت ) و ( س ) را به دنبال هم دارد (TS)
عدد بيست ( تسوان تسيش) Zwanzig
عدد ده ( تسن ) Zehn
درود بر شما
طبق قولی که در هفته گذشته دادم امروز میخواهیم در مورد آواهای ترکیبی صحبت کنیم .
بعضی از حروف صدا دار به هم می پیوندن و تشکیل زوج های صوتی را میدهند آواهای این حروف رو با نمونه مثال بررسی میکنیم
1- ai این حروف صدای آی در فارسی رو میده نمونه مثال mais چنین تلفظ میشود مآیس توجه کنید در حرف ی و س ساکن قرار دارد این لغت آلمانی به معنی ذرت میباشد و همچنین لغت kairo که کآیرو خوانده میشود در حرف ی ساکن است که این لغت به معنی قاهره پایتخت مصر است
2- au این حروف صدای اَوُ رو میدهد مثال moskau مُس کاَو که به معنی مسکو پایتخت روسیه است
3- äu این حروف صدای اُی در فارسی رو میدهد مثل mäuse مُیزر دقت کنید در کلمه ز کسره وجود دارد حرف میم هم ضمه دارد این لغت به معنی موش ها است که البته لغت اصلی بدین مضمون است die mäuse
4- ei این حروف صدای اَیُ دقت کنید حرف الف فتحه دارد و ی هم ساکن مثال این حروف ei که همون معنی رو میده که به معنای تخم مرغ است و همچین این لغت heidelberg هَیدلبرگ خوانده میشود دقت داشته باشین که حرف دال و ب کسره دارن و لام و ر و گ ساکن هستن این لغت معنی شهر هالیدلبرگ میدهد
5- eu این حروف صدای اُی رو در فارسی میدهد مثل heute هُیتِ دقت کنید که حرف ه ضمه دارد و ی ساکن و ت هم کسره داره این لغت آلمانی به معنی امروز است
6- ie در ترکیب این حروف وجود e پس از i باعث میشود که حرف i کشیده تلفظ شود
مثل liegen لی گِن دقت کنید که در حرف ن ساکن است این لغت به معنی قرار داشتن است
البته در مواردی بخصوص وقتی که ترکیب ie آخرین هجای کلمه تشکیل دهد و پس از آن r باشد هر دو صدا را نیز تلفظ میکنند مثل hier هی ئِر به معنی اینجا و مثال بعدی مثل belgien بِل گیئن که به معنی بلژیک(کشور) است
مثال
Boot بُئت در حرف ت ساکن قرار دارد این لغت به معنی قایق است
Leer لِئر در حرف ر ساکن است این لغت به معنی خالی است
Staat شُتآءت دقت کنید در حرف شین ضمه است و ت و الف آی خوانده میشود و ت آخری هم ساکن است
تا هفته بعد شما رو به خدای همیشه عاشق ایران می سپارم